ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی ای بر انگشتر نگین
ای پدر ای همدم تنهاییم
آشنایی با غم تنهاییم
ای طنین نام تو بر گوش من
ای پناه گریه ی خاموش من
همچو باران مهربان بر من ببار
ای که هستی مثل ابر نو بهار
در صداقت برتر از آیینه ای
در رفاقت باده ای بی کینه ای
ای سپیدار بلند و بی پایدار
می برم نام تو را با افتخار
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
ای که هستی نور چشم و تاج سر
رحمت بارانی روشن تبار
مهربانی از مانده یادگار
ای پدر بوی شقایق می دهی
عاشقی را یاد عاشق می دهی
با تو سبزم
گل بهارم
ای پدر
هر چه دارم از تو دارم ای پدر
سلام بابایی
شاید این اخرین پستی باشه که تو این وب میزارم
بابایی همیشه دلم میخواست جوابمو میدادی اما حیف که دستت ازین دنیا کوتاهه
بابایی امروز دقیقا 3 ساله که دیگه پیشمون نیستی خیلی دلم میخواد فقط یه بار دیگه ببینمتو دستای مهربونتو بوس کنمو بزارم رو چشمام
دعام کن
دلم میخواد خیلی زود بیام پیشت به امید اون روز................
خداحافظ
امروز که محتاج توام جای تو خالیست پدر..................
در حسرت بوسیدن دوباره دستای مهربونت..............
روزت مبارک